فصل غریب مدرسه

روزهای بعد از عید مدرسه پسرانه حال و هوای عجیبی داره، سرو صدا و هیجان و شیطنتشون چندین برابر میشه. روزی دو سه تا  حادثه و زخمی عادیه. پسره رو آوردن دفتر ، تمام صورتش پر از خطوط قرمز افقی و عمودیه. انگار زخمو  رو صورتش چاپ کردن. چی شده؟ هیچی ، آقا با سرعت زیاد می دویده و محکم به تور والیبال خورده.اصلن تور و ندیده!

بچه ها این روزا متوجه هیچی نیستن.

امروز یکی دیگه شون کاپشن و کلاه پوشیده. میگم گرمت نمیشه؟ نگاهی به لباسش  و بچه ها و آسمون میکنه ، محکم به پیشانیش میزنه و میگه: آقا ما همیشه یادمون میره  که تابستان گرمه یا زمستون.

اینه اوضاع ما.

/ 5 نظر / 4 بازدید
لیلا

حال و هوای بهاری مخصوصا اردیبهشت به گمان‌م در این سرمستی و به تعبیر ساده‌تر گیج و گولی بی‌تاثیر نیست:دی گریبانگیر جماعت بالغ هم میشه چه برسه به دخترکان و پسران مدرسه!

روزبه

من نيم ساعته دارم ميخندم به سرعت اين شاگرد شما ببين لامصب با چه سرعتي ميرفته كه تور رو نديده و رو ي صورتش جاش چاپشده به نظرم يه ايربك با ترمز ا بي اس اساسي نياز داره روش نصب بشه تازه اگر بهش جواب بده [نیشخند][چشمک]

امیررضا

فکر کنم بچه های کلاست سوژه قشنگی واسه یه سناریو باشن!! روش فکر کن!! معلم وبلاگ نویس روزت مبارک، انشالله پایان داستان زندگی ات مثل فیلم های هندی ختم به خیر گردد![گل][گل]

موذن

سلام دنیای بچه ها دنیای پر راز و رمزی است که بر غربت مدرسه می افزاید و هنر معلم همینه که در این وادی غریب چگونه بذر علم و اشتیاق دانائی را به امید توانائی در ذهن کودک بکارد . واقعا خدا قوت