آسانسور تعمیر شد(*)

دو برادر تعمیرکار پیدا کردم که دوقلو نبودن ولی به هم چسبیده بودن.

صفحه اصلی موبایل هر کدامشون یه عکس دو نفره بود که همدیگه رو بغل زده بودن و لپ هاشونو روی هم گذاشته بودن.

هر روز یه تیپ جدید میزدن و لباسهایی شیک و اتو کشیده می پوشیدن انگاری  که اومدن مهمونی.

قرار بود کارو سه روزه تحویل بدن اما یه هفته طول کشید ،بس که وسواس و دقت داشتن و درستی هر قسمتی رو چند بار امتحان می کردن.

 استرس کار که بالا می رفت برادر بزرگه شروع می کرد به فحش دادن و  کوچیکه هر چی میشنید صداش در نمیومد، تا جایی که بزرگتره کارو تعطیل می کرد و دوتایی می رفتن پایین تو سوزوکی ویتارا ی داداش بزرگه می نشستن و به ترانه های هایده  گوش می دادن. بیست  دقیقه بعد سرحال و قبراق میومدن بالا و دوباره بعد از دوساعت این اتفاقها تکرار می شد. 

امروزم که درست و سالم آسانسور و تحویل دادن باز دلش راضی نمی شد، همه چیزو چند بار امتحان کرد آخرش در طبقه اولو رگلاژ کرد هر چی گفتم طبقه اول ما از آسانسور استفاده نمی کنن گوشش بدهکار نبود، می گفت اون چیزی که قابل اصلاحه باید اصلاح بشه.

دمشون گرم، فکر می کردم نسل همچین موجوداتی منقرض شده......

.

(×) یه چیزی تو مایه های " خرمشهر آزاد شد"

/ 6 نظر / 4 بازدید
امیررضا

عجب پست سورئالی بود!![گل] "اون چیزی که قابل اصلاحه باید اصلاح بشه." جمله قویی بود[گل][لبخند]

لیلا

ما هم یه آقا برقی! داریم به اسم آقا "نعیم" که البته همه فن حریف‌ه ماشالا. هر وقت واسه کارهای تعمیراتی میاد اونقدر با دقت و دل‌چسب کار را انجام میده که آدم کیف میکنه، اون هم یه شعاری داره در همین مایه‌ها که: کار باید کامل و تمیز به مشتری تحویل داده بشه. به قول شما خوشبختانه هنوز نسل این مدل انسان‌ها منقرض نشده:)

روزبه

حالا چطور ميشه از انقراض كاملشون جلو گيري كرد ؟

Ye Dokhtar

[نیشخند] شما هنوز درگیر آسانسورین...!!!؟ یاد ساختمون پزشکان افتادم..! [چشمک]