در نقش کلم سفید

سازمان فلانجا

مدیر محترم: بنده حقیر حضور شما سرگروه های محترم را غنیمت شمرده و از شما عزیزان  خوش فکر و فرهیخته تقاضا دارم در دفتر من حضور بهم رسانید و با مشورت هایی که می دهید ما را در حل چند معضل آموزشی یاری  رسانید.

دقایقی بعد/ دفتر مدیریت

مدیر محترم : (45 دقیقه یک نفس حرف زد ، تکرار گاه و بیگاه اصطلاحات و کلماتی مانند "طوفان فکری " و "استفاده از ایده های شما عزیزان" روح و روان ما را جر می داد)

یکی از دوستان: (در یک فرصت استثنایی) عذر می خوام، جسارته، ببخشیدا ما رو اینجا دعوت کردین تا نقش کلم سفیدو بازی کنیم.

مدیر محترم: نه خواهش می کنم این چه حرفیه ...(و نیم ساعت دیگه یک نفس ور زد)

.

.

دیگه کسی شکایت نکرد ، همینکه کلام مدیر بوی پایان به خود گرفت ، همه بلند شدیم، نه کسی تشکر کرد و نه کسی خداحافظی کرد، فقط رفتیم.

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
پرشکوه

خب احتمالا ودیر نمی دونست مشورت یعنی چه و همفکری به چه معناست فکر می کرد حضور فیزیکی بدون تبادل نظز همون همفکریه.[نیشخند]

لیلا

مدیره داریم؟ بر اساس: مملکته داریم؟:دی

Ye Dokhtar

نقشتونو خوب بازی کردین؟

عسل

احساستون رو کاملا درک میکنم.[کلافه] [نیشخند][نیشخند]

موذن

سلام با ظرافت حرف دل زده اید ای جام من عمری است ما کلم سفید یم در برابر برخی مدیران ، امروزها کلم بودن هم خود نهایت شجاعت است ما در آستانه ییری توفیق یافته ایم چند روزی شلغم باشیم تا ببینیم بعد خدا چه خواهد

روزبه

بنده خدا دنبال گوش مفت ميگشته مديراي ما همين يه جا احساس مديريت بهشون دست ميده اونم ميخواستيد ازشون بگيريد

همکار

شما که باید بدونید الان دوره دوره ی برقراری کلم سفیدهاست.اگه می خواید برقرار باشیدوموفق(!!) ، به فکر تغییر این نقش وزین نباشید!!

امير

خوب حال اين مديرها را مي گيريد يادم است يكبار هم سلسه مراتب را در فيلم رعايت نكرده بوديد طرف قهر كرده بود :)