تنهایی عدد دو

چند ساله ازدواج کرده ، زن داره.

ماهی یه بار مانتو شلوار می پوشه، آرایش میکنه و حسابی به خودش میرسه.

یه تاکسی تلفنی می گیره ، 

دو ساعتی ماشینو کرایه میکنه.

صندلی عقب می شینه و راننده توی شهر می گردونش.

روز بعد دوباره آقاست.شوهره، مرده، مذکره......هست؟

اینجا برای انسان بودن یا باید مرد باشی یا زن باشی وگرنه به شدت مجازات میشی.... اینجا اگه مثه بقیه نباشی درکت نمیکنند رنجت میدن.

-) تیتر این پست عنوان یکی از فیلمهای دوست عزیزم جواد ستوده نیاست.

/ 4 نظر / 13 بازدید
پرشکوه

جامعه ما خیلی چیزهای طبیعی را هضم نمی کند و موجودیت ادمها را زیر پا می گذارد

امیررضا

آقا از فیلم کوتتاهت چه خبر؟ اگه آمادست یه دموی کوتاه ازش بذار، جدا دوست دارم ببینمش[گل]

لیلا

اینجا برای "خود" بودن، گاهی باید نقاب زد!

جواد ستوده نيا

فكر كنم اگه از زاويه ديد خود اون آدم ببينيم خيلي هم غم انگيز نيست. بخصوص اون دو ساعتي كه توي تاكسي تلفني نشسته و در شهر گردش مي كنه! بهر صورت آدمي است كه هدفي داره. انرژي از دورن اونو هدايت مي كنه و بابتش داره مبارزه مي كنه. به نظرم غم انگيز ترين آدمها، آدمهاي باري به هر جهت هستند. كسي كه هيچ چيز ندارد بابتش بجنگد. فكر كنم بشود فيلم خوبي از اين موضع ساخت. بخصوص اگه دنبال مظلوم نمايي نباشي و بخواهي حقيقت طرب انگيز زندگي اين آدم را نشان بدهي. موفق باشي. دوست عزيزم...